

تو اینجایی تا باور کنم که عشق یعنی حقیقت، یعنی تو،یعنی خدا،یعنی دیدن رحمانیتش در تو.
تو در قلب منی تا برای همیشه شاکر خدا باشم،تا همیشه فرصت برای شکرش کم بیاورم.
تو در کنار منی و همه چیز با من است:

یک نفر
یک نفر پنجره را می گشاید
یک نفر قفل را می شکند
یک نفر جاری می شود
یک نفر با کلمه اشنا می شود
یک نفر می گوید... و من،دلم جاری می شود. پنجره ای به رویش گشاده می شود. یک نفر متولد می شود و من چه شادم با تولد... میلاد نخستین کلمه ها.. شادم شاد شاد 

نی نی کوچولو
نی نی کوچولو گل پسره
الان درست ۶ماه داره
خوشگله و با نمکه
موهاش صاف و طلایی
چشماش درشت و روشنه
دل می بره با اون لباش
وقتی که لبخند می زنه
همیشه توی دهنش
یک شیشه یا پستونکنه
نینی کوچو لو فقط کمی
بزرگ تر از عروسکه
بابایی اسم باباشه
مامانی اسم مامانشه
یکی یک دونست چون نداره
خواهر یا برادری
در نگاه من نرگس
یک فرشته ناز است
چشم زرد و خوشبویش
رو به چشم من باز است
انگور برای من
یک میوه خالی نیست
حبه حبه جان دارد
حرف من خیالی نیست
سیب سرخ را، وقتی
می شود سلامش کرد
بهتر است از اینکه
گاز زد تمامش کرد
می شود که ساعتها
با شکوفه ای گل گفت
بادرخت صحبت کرد
آفرین به بلبل گفت

زیباترین شعری که
خوانده ام، لبخند زیبای شماست
در خیالم بهترین آوازها
خنده و فریاد و غوغای شماست
بچه ها وقتی که بازی می کنید
قلب من هم با شما پر می کشد
توی خانه،توی کوچه،در کلاسهرکجا در جمعتان سر می کشد
آرزویم بچه ها،این است این
کاش می شد باز کودک می شدممی دویدم با شما در کوچه ها
کاش می شد باز کوچک می شدم
بچه ها در آسمان شعر من
مثل خورشیدی همیشه روشنید
یادتان از من نخواهد شد جدا
چون شما سرچشمه شعر منید
آرزوی هر شب و روز من است
شادی امسال و هر سال شما


سلام مامان سلام بابا
من اومدم
سلام گفتن رو بلدم
امروز سلام خوندم
فردا کتاب میخونم
